تا از این قصه مرا تا دل تو راهی هست
غصه ای نیست که در حاشیه اش چاهی هست
راه بی مقصد عشق است و دو عاشق در آن
جاده کوتاه، ولی فرصت همراهی هست
دل به تاریکترین قسمت دنیا بستم
غم ندارد شب اگر در سحرش ماهی هست
چاک پیراهن من وصله پذیر است عزیز
مرهم دست تو ای دوست هر از گاهی هست
با من از قحطی احساس نگو بارانم!
در دلم بغض هر اندازه که می خواهی هست
|محمود صادقی|
برچسب:
نویسنده: رضا کوهی