
اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «هل جزاء العشق الّا العشق» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. "عاشقت هستم"، فقط در پاسخم خندید و رفتموجی از دیوانگی را در نگاهم دید و رفت هرچه در دل بود چشمم با زبانی ساده گفتهرچه در دل بود را از چشم من فهمید و رفت آهوانه در خیابان جست و از من دور شدبا همی...
ادامه مطلب
اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «دارا و سارا» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. کار دنیا را ببین، هر گوشه واویلاست، نیست؟روزها پشت سر هم شام بی فرداست، نیست؟یک طرف جنگ است و آتش بازی دیوانگانیک طرف هم مردمانی غرق در رویاست، نیست؟صخره با ساحل خوش است و موج با دریای خودقلب من هم مثل موجی ...
ادامه مطلب
در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «چشمان تو» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. پشت چشمان تو شهری ست، تماشا داردچشم تو پنجره ای باز به دریا دارد صبح از مشرق چشمان تو سر زد، یعنیآسمان هر شب از اینجاست که فردا دارد تو همان لحظه ی شیرین خیالم هستیکه به کابوس شبم لذت رویا دارد چشم تو ساده ترین فلسفه ی دوستی ...
ادامه مطلب
اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «هر شب تـو را غزل به غزل می سرایمت» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. تا روشنــای صبح ازل می سرایمت موسیقیای مُنجمد ای مرمرین بدنبانو شبیه تاج محل می سرایمت سر تا به پا بهشت برین است پیکـرتتا جــوی های شیر و عسل می سرایمت دنیــای من بدون تــو آشوب می شودد...
ادامه مطلب
یعنی چه خواهد شد پس از من سرنوشتش؟حوضش؟ حیاطش؟ بارگاهش؟ خشت خشتش؟ یعنی چه خواهد شد پس از من سرگذشتش؟قصر تنش؟ گنج لبش؟ خاک سرشتش؟آیا چه خواهد کرد دنیا با دل او؟آیا چه خواهد کرد دوزخ با بهشتش؟بی عشق دنیا صحنه ای تاریک داردبی عشق اُف بر قصه های تلخ و زشتشگفتی کتاب عشق هر فصلش قشنگ است دلگیرم از این فصل... حتی پی نوشتش! |محمود صادقی|...
ادامه مطلب
باغ اناری، شاخه هایی پرثمر داری شاخِ نباتی، حافظی در زیر سر داری مویت قصیده، چشم هایت شاه بیت اند و جای لبت میخانه ای از شعر تر داری معمولی ام من با تمام دختران شهر تنها تو از دیوانگی هایم خبر داری هر دوره گردی عاملش که اقتصادی نیست در کوچه ها آوازه خوانی در به در داری هربار شعرم را که خواندی "آفرین" گفتی خوشحالم از اینکه به احساسم نظر داری |محمود صادقی|...
ادامه مطلب
تا از این قصه مرا تا دل تو راهی هست غصه ای نیست که در حاشیه اش چاهی هست راه بی مقصد عشق است و دو عاشق در آن جاده کوتاه، ولی فرصت همراهی هست دل به تاریکترین قسمت دنیا بستم غم ندارد شب اگر در سحرش ماهی هست چاک پیراهن من وصله پذیر است عزیز مرهم دست تو ای دوست هر از گاهی هست با من از قحطی احساس نگو بارانم! در دلم بغض هر اندازه که می خواهی هست |محمود صادقی|...
ادامه مطلب
پشت نگاه پنجره، شب را سحر داده شبهای تنهاییِ دنیا را قمر داده حتی کنار کنج زندان هم گریزی هست در تنگنای این همه دیوار، در داده جز عشق نرخی در ازای لحظه هامان نیست هرکس که عاشق نیست عمرش را هدر داده جانم مصاف عشق جای بچه بازی نیست خون کرده دل را لخته لخته تا جگر داده معنای تبریک خدا را با تو فهمیدم یعنی خدا هم تا تو را دیده نظر داده |محمود صادقی|...
ادامه مطلب
چشمان من تصویری از باران زنده است چشمان تو تصویری از زندان زنده است با این تفاهم زندگی مثل شروعی در گیر و دار تلخ یک پایان زنده است بی عشق، دنیا برزخستان عجیبی ست ما مرده ایم، این شهر قبرستان زنده است! از خودکشی چیزی نمی دانم جز اینکه این زندگی، بی عشق، خود تاوان زنده است |محمود صادقی|...
ادامه مطلب
حیف از این عمری که بی شبهای مویت بگذرد حیف از این شبها که بی مهتـــــابِ رویت بگذرد من حســـودی می کنم وقتی که بادی بی هوا با خیـــــالِ بوسه گاهی از گلــــــویت بگذرد خودخوری ها می کنم چون مرد مفلس هر زمان زرگری گوهرشناس از سمت و سویت بگذرد نامه ها را یک به یک بعد از نوشتن خط زدم تا مبــــادا قاصدی از شهر و کویت بگذرد کاش می شد با تو از این هم رهـــــاتر حرف زد در میان حرف گاهی لفظِ "بانــــــو" بگذرد |محمود صادقی|...
ادامه مطلب
بعد تو بویی نخواهد داشت از خود یــــاس ها جز غمی مُزمن نخواهد داشت این احســـاس ها رفته ای و رونق از بازارِ گل ها برده ای نانشان آجر شده در غیبتت عکــــاس ها قلب آییـنه پس از تــو در خودش تنهـــا شکست طاقتِ سنگی ندارد قلبِ این حســــــــاس ها تیکِ تنهـــــایی ست این تسبیح گردانیِ من حال من را می شود فهمید از وســـــواس ها عشــــق، آن یارِ همیشه غایب دلهای ماست می توان عمری به پایش سوخت؛ با احســــــاس ها ! |محمود صادقی|...
ادامه مطلب
باز کن پنجره را شعر زلالی بفرستشب شده، ماه شو از دور، هلالی بفرستپشت این پنجره ها گاه دلت را بتکاندو سه تا بوسه ی لب سوز خیالی بفرستلک زد از بس که دلم از تو جوابی نشنیدلااقل پاسخی از جنس سوالی بفرستنازنین گاه دو خط نامه برایم بنویسنامه ای پست کن و فرض محالی بفرستنامه ای هم ننوشتی ننوشتی گل منمحض دلتنگی من پاکت خالی بفرست|محمود صادقی|...
ادامه مطلب