چشمان من تصویری از باران زنده است
چشمان تو تصویری از زندان زنده است
با این تفاهم زندگی مثل شروعی
در گیر و دار تلخ یک پایان زنده است
بی عشق، دنیا برزخستان عجیبی ست
ما مرده ایم، این شهر قبرستان زنده است!
از خودکشی چیزی نمی دانم جز اینکه
این زندگی، بی عشق، خود تاوان زنده است
|محمود صادقی|
برچسب:
نویسنده: رضا کوهی