بعد تو بویی نخواهد داشت از خود یــــاس ها
جز غمی مُزمن نخواهد داشت این احســـاس ها
رفته ای و رونق از بازارِ گل ها برده ای
نانشان آجر شده در غیبتت عکــــاس ها
قلب آییـنه پس از تــو در خودش تنهـــا شکست
طاقتِ سنگی ندارد قلبِ این حســــــــاس ها
تیکِ تنهـــــایی ست این تسبیح گردانیِ من
حال من را می شود فهمید از وســـــواس ها
عشــــق، آن یارِ همیشه غایب دلهای ماست
می توان عمری به پایش سوخت؛ با احســــــاس ها !
|محمود صادقی|
برچسب:
نویسنده: رضا کوهی